راز سخن

شمارهٔ ۶۱

از جان که نداشت هیچ سودم، تو بهی

از جان که نداشت هیچ سودم، تو بهی
در دل که فرو گذاشت زودم، تو بهی
از دیده که نقش تو نمودم تو بهی
دیدم همه را و آزمودم تو بهی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.