راز سخن

شمارهٔ ۴۹

سودای میان تهی، ز دل بیرون کن

سودای میان تهی، ز دل بیرون کن
از ناز بکاه و بر نیاز افزون کن
استاد تو عشق است، چو آنجا برسی
او خود بزبان حال گوید، چون کن

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.