شمارهٔ ۵۹
صلحی رود میان تموز و خزان چنانک
صلحی رود میان تموز و خزان چنانک
تا حشر دور چرخ نگرداندش تباه
در جمله خسروی است قزل ارسلان که عقل
از وی بدیگری نبرد راه اشتباه
کارت کزین دو فرقد و یک آفتاب باد
تا نفخ صور رسته ملک جهان سه ماه
این بدر خسروانه بماناد تا ابد
هم بر سرور جاهت و هم بر سریر جاه
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.