راز سخن

شمارهٔ ۴۹

شاها سموم فاقه نهالی من بسوخت

شاها سموم فاقه نهالی من بسوخت
آبیم ده ز لطف که پروردهٔ توام
گر عالمم خراب کند غصه کی بود
چون ز آب و خاک نطق برآوردهٔ توام
در دست چرخ ناکس چون من بسی است لیک
زان است غبن من که به کس کردهٔ توام

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.