شمارهٔ ۱۵۵
توسن بسر عنان بمن ده
توسن بسر عنان بمن ده
وان لعل شکر فشان بمن ده
این چهره چوزعفران نگه کن
آن لعل شکر نشان بمن ده
پنهان ز رقیب، نیم بوسی
پیش آر سرو، نهان بمن ده
وامی است مرا، بر آن لب خوش
رهنی بسر زیان بمن ده
یک شب، تو بخواه این حوالت
آن بسته دُر دهان بمن ده
دشنام تو مدحت اثیر است
راضی شدم از تو، آن بمن ده
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.