راز سخن

شمارهٔ ۸۶

پسته خندان تو شکر فشاند

پسته خندان تو شکر فشاند
سنبل پرتاب تو عنبر فشاند
ناز تو چون باز نوشت آستین
دامن کبر از دو جهان بر فشاند
در قدم عشوه ی تو، بس که دوش
عشق ز رخساره ی من زر فشاند
وز قبل تیره گی چشم من
لعل تو یا رب، که چه گوهر فشاند
از رخ و زلف تو خیالی برست
دست شرف بر شب و اختر فشاند
شعله من دامن کردون بسوخت
لطف تو چون آستی اندر فشاند
بود اثیر آندم و یک جان خشک
بر سر این یکدو غزل برفشاند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.