شمارهٔ ۷۸
دل بر امید وصل تو جان را همی زند
دل بر امید وصل تو جان را همی زند
مردانه وار سود و زیان را همی زند
با هجر تو حریف سه یک نقش خوش
وان پاکباز هر دو جهان را همی زند
مائیم و نیم جانی در پای صد بلا
این بار دست پر زده آن را همی زند
الحق به سخت کوشی سستی نمیکند
دل میتوان شناخت که جان را همی زند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.