شمارهٔ ۱۲
مه رخم، سرو قامت افتاده ست
مه رخم، سرو قامت افتاده ست
راستی را، قیامت افتاده ست
جای شکرانه هست کزرخ او
حسن بر مه، غرامت افتاده ست
لشکر صبر را ز تیر مژه
صف شکستن علامت افتاده ست
مرغ او نیست مرد عافیتی
کش نظر بر سلامت افتاده ست
لذت روز وصلش آن کس راست
که شبی با ملامت افتاده ست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.