راز سخن

رباعی شمارهٔ ۳۷۷

شوخی که به دیده بود دایم جایش

شوخی که به دیده بود دایم جایش
رفت از نظرم سر و قد رعنایش
گشت از پی او قطره زنان مردم چشم
چندان که زاشک آبله شد بر پایش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.