راز سخن

رباعی شمارهٔ ۴۱

دیشب که دلم ز تابِ هجران میسوخت

دیشب که دلم ز تابِ هجران میسوخت
اشکم همه در دیدهٔ گریان میسوخت
میسوختم آنچنانکه غیر از دلِ تو
بر من دلِ کافر و مسلمان میسوخت

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.