شمارهٔ ۱
روی چون حاصل نکوکاران
روی چون حاصل نکوکاران
زلف چون نامه گنهکاران
غمزه مانند آرزوی مضر
در کمینگاه طبع بیماران
خیره اندر کرشمه چشمش
ذوق مستان و هوش هشیاران
اندر آمد به مجلس و بنشست
چادرش بستدند از او یاران
زیر و بم را به غمزه گویا کرد
تا بگفتند راز میخواران
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.