راز سخن

شمارهٔ ۳۸

تا باز ترا به دیده ام زارترم

تا باز ترا به دیده ام زارترم
دیدار ترا ز جان خریدارترم
تو خفته چو ظالمان خوش و من همه شب
از دیده ظلم دیده بیدارترم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.