راز سخن

شمارهٔ ۱

ارزانی عشوه تو هستم صنما

ارزانی عشوه تو هستم صنما
تا چون دل خسته به تو بستم صنما
گر نیز ترا به دوستی نپرستم
چون زلف تو خورشید پرستم صنما

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.