راز سخن

شمارهٔ ۱

برآمد یکی آرزو ملک را

برآمد یکی آرزو ملک را
که بود اندر آن آرزو سال‌ها
که دست وزارت به صدری رسید
که گیرد سعود از رخش فال‌ها
از این پیش بی‌رای او مملکت
چنان بد که بی‌روح تمثال‌ها
ابوالقاسم آن کز فلک قسم اوست
چه تعظیم‌ها و چه اجلال‌ها
چو دندان کند تیز مر کلک را
شود فتنه را کند چنگال‌ها
بدو چرخ از این پس تلافی کند
اگر پیش از این کرد اخلال‌ها
وگر داشت بیداد حال نکو
از این پس بگردد ورا حال‌ها
علی الجمله او در زبان‌های خلق
نباشد جز این بیت از امثال‌ها

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.