راز سخن

شمارهٔ ۱۵۹

رفتی رفتی از دل پر خون رفتی

رفتی رفتی از دل پر خون رفتی
از غمکده سینه محزون رفتی
نیکو کردی که در دلم نشستی
این خانه شکسته بود بیرون رفتی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.