راز سخن

شمارهٔ ۱۵۴

رحمت آید با همه مغروری تو

رحمت آید با همه مغروری تو
گر شرح دهم قصه مهجوری تو
اشکی که ز رخساره من بگذشتی
اکنون ز سرم گذشته از دوری تو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.