راز سخن

شمارهٔ ۱۱

چشم زین پیش ای بت خورشید جناب

چشم زین پیش ای بت خورشید جناب
راضی بودی که بیندت گاه به خواب
اکنون اگرت دمی به بیند گرید
آخر چشمم برون آمد از آب

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.