راز سخن

شمارهٔ ۴۷

ای که در هجرت شکیبایی ز دل‌ها می‌رود

ای که در هجرت شکیبایی ز دل‌ها می‌رود
هیچ می‌دانی که بی‌رویت چه بر ما می‌رود
تا صبا را در گلستان دیده‌ام آسوده‌ام
زان که در کویت ندارد ره که آن جا می‌رود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.