راز سخن

شمارهٔ ٧٠ - ترجمه

قدوه اهل فضائل زبده آزادگان

قدوه اهل فضائل زبده آزادگان
اکرم الاخوان شهاب الدین که باشی شادکام
از ره چاکر نوازی قصه ئی اصغا نما
کرده از بیم ملالت دروی ایجازی تمام
بنده با جمعی خواص مجلس روحانیان
خلوتی دارم مصفا از کدورات عوام
موضعی از خرمی زیباتر از باغ ارم
وزره امن و فراغت غیرت دارالسلام
لیک در وی پای بند صحبت احباب نیست
این کنایت هیچ دانی از چه باشد از مدام
همتت گر ضامن اسباب جمعیت شود
چون ثریا منخرط گردند رد سلک نظام
ورنه ابناء الکرام اندر پی بنت الکروم
چون بنات النعش بگریرند از هم والسلام

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.