شمارهٔ ۵ - ایضاً
چیست آن گوهر شهوار میان پر زر و سیم
چیست آن گوهر شهوار میان پر زر و سیم
سیم و زر هر دو درو آب و بهم ناممزوج
هست چون صبح دوم غرقه زر اندر سیمش
لیک صبحی که نباشد به بلندیش عروج
گه بود حقه سیماب و درو مهره زر
گاه از آن حقه کند موذن شبخیز خروج
اجتماع مه و مهرست بدو در همه وقت
چه عجب صورت او هست چه برجی ز بروج
این لغز بر تو اگر حل نکند ابن یمین
نتوانی بدر آوردن الی یوم خروج
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.