راز سخن

شمارهٔ ۵۷۴

ای صبح امید من چو شام از غم تو

ای صبح امید من چو شام از غم تو
هرگز نزدم دمی بکام از غم تو
گر بیتو میی میخورم از دلتنگی
خونیست که میخورم مدام از غم تو

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.