راز سخن

شمارهٔ ۵۶۳

در دیده دریا وشم آنجان جهان

در دیده دریا وشم آنجان جهان
تا رسته دندان گهر کرد عیان
رفت از پی گوهر طلبیدن دل من
با قافله ئی بسوی بحرین روان

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.