راز سخن

شمارهٔ ۴۵۳

در حال حیاتم ای بت مشکین خال

در حال حیاتم ای بت مشکین خال
هرگز نکنی یاد من مسکین حال
ز آنپس که شود سوخته پروانه چه سود
گر شمع بر او اشک فشاند همه سال

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.