راز سخن

شمارهٔ ۳۹۶

بگرفتمش آن زلف پر از تاب به ترس

بگرفتمش آن زلف پر از تاب به ترس
بوسیدمش آن لب چو عناب به ترس
بودم به گَهِ بوسه زدن بر لبِ او
مانندهٔ مرغی که خورد آب به ترس

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.