راز سخن

شمارهٔ ۳۶۲

من برکشم این پیرهن زهد ز سر

من برکشم این پیرهن زهد ز سر
پس در کشمت همچو قبا تنگ ببر
آیم چو کلاه بر سر اندر ره عشق
گر دست در ارم بمیانت چو کمر

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.