شمارهٔ ۳۱۸
آن دم که خم عشق بجوش آمده بود
آن دم که خم عشق بجوش آمده بود
جان از سر مستی بخروش آمده بود
روزی که بما کاسه می میدادند
از هر طرفی صدای نوش آمده بود
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.