شمارهٔ ۲۰۷
شاه عادل چون بکام دل ببزم می نشست
شاه عادل چون بکام دل ببزم می نشست
بر جبین آفتاب از شرم رویش خوی نشست
تا جهان بودست شاهی بر سریر سلطنت
همچو سلطان جهان الجایتو خان کی نشست
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.