راز سخن

شمارهٔ ۹۴

از بس که دلم با سر زلف تو نشست

از بس که دلم با سر زلف تو نشست
چون زلف تواش فتاد صد گونه شکست
رخسار توام کرد چنین شوریده
آری ز گلست شورش بلبل مست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.