شمارهٔ ۴۶
گفتم که شنیدم که ترا زحمت تب
گفتم که شنیدم که ترا زحمت تب
افتاد و مرا شد ز غمت روز چو شب
چون در دل سوزان منش هست مقام
نازک تنش ار گرم بود نیست عجب
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.