راز سخن

شمارهٔ ۳۸

ای ز آتش سودات دل اندر تب و تاب

ای ز آتش سودات دل اندر تب و تاب
وی عالم خاکیم ز عشق تو خراب
دارم ز غمت مردم چشمی چو حباب
دائم ز هوا خیمه زده بر سر آب

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.