راز سخن

شمارهٔ ٨۴۴

سیرت آزادگان از سفلگان هرگز مجوی

سیرت آزادگان از سفلگان هرگز مجوی
کی بود چون سرو سوسن هر کجا خار و خسی
آبروی از آتش شهوت چرا ریزی بخاک
از هوا چون بگذری زان پس صفا بینی بسی
شوربای چشم خود خوردن بر ابن یمین
به که باید خورد سکبای رخ هر ناکسی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.