راز سخن

شمارهٔ ٧٧٠

منت خدایرا که مرا داد خاطری

منت خدایرا که مرا داد خاطری
بر اختراع بکر معانی گماشته
اینهم ز لطف اوست که دارم طبیعتی
رایات علم را بفلک بر فراشته
زین پیش بوده اند فراوان سخنوران
یکسر گذشته اند و سخنها گذاشته
کو اینزمان کسیکه کند شعرشان قیاس
با آنچه کلک ابن یمینش نگاشته
وانگه بدانش از ره انصاف بنگرد
تا کیست آنکه او خبر از شعر داشته
با اینهمه بدانه رزقم چو بنگری
بینی هنوز برزگر آنرا نکاشته

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.