راز سخن

شمارهٔ ٧۴٣

ای نسیم سپیده دم بگذر

ای نسیم سپیده دم بگذر
از سر لطف بامداد پگاه
بجناب رفیع افضل دهر
قطب اقطاب شیخ فضل الله
آنکه درشان او بود منزل
آیت رفعت و جلالت جاه
وانگه باشد بخدمتش بر در
پشت گردون بسان حلقه دو تاه
وانکه خورشید رای روشن او
ببرد تیرگی ز چهره ماه
وانکه در حادثات اهل هنر
باجنابش همی برند پناه
برسان بندگی بصد اخلاص
از من دوستدار دولتخواه
پس بگویش چو رای ا نور تو
هست از سر کانیات اگاه
چیست موجب که نیست آگه از انک
هست حال رهی عظیم تباه
زین بتر هم شود اگر نکند
همت خواجه سوی بنده نگاه

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.