شمارهٔ ۶۴٣
از کریمان خواه حاجت ز آنکه نبود هیچ عیب
از کریمان خواه حاجت ز آنکه نبود هیچ عیب
ز ابر باران در ز دریا و زر از کان خواستن
وز لئیمان دم مزن زیرا که بیمعنی بود
استخوان از سگ ز گربه نان که از خر خواستن
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.