راز سخن

شمارهٔ ۵۶١

گرچه میبینم پریشان ایدل آشفته کار

گرچه میبینم پریشان ایدل آشفته کار
روزگارت را ولیکن غم مخور در هیچ حال
در حوادث پایداری میکن و میدار امید
ای که یابی پای بوسان از پی نقص کمال
پیش بینی آنکه در اطوار هستی از ثبات
اطلسی آید ز برگ توت و بدری از هلال
بارها بر وجه پند مشفقانه گفته ام
گر ز دستت شد برون مال و منال ایدل منال
راستی غبنی بود فاحش بر ابن یمین
گر عزیزی پایمال ذل شود از بهر مال

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.