راز سخن

شمارهٔ ۴٨۵

بستم احرام آستانه شاه

بستم احرام آستانه شاه
بامید سخاوت عامش
ز آنکه مشهور بود در عالم
صیت انعام و ذکر اکرامش
خود نهادند پیش من کاری
که بود نام بد سرانجامش
من گرفتم ز فقر بپذیرم
آنچه در ننگ افکند نامش
همت شه رضا چگونه دهد
که ز توزیع باشد انعامش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.