راز سخن

شمارهٔ ۴۵٨

نا کسانیکه درین دور حریفان تواند

نا کسانیکه درین دور حریفان تواند
هر یکی را چو صراحی سوی جامست نظر
خرده ئی گر ز تو بینند چه هشیار و چه مست
سرزنش را ببزرگانش رسانند خبر
در خمار ار شودت جان و جهان جمله بباد
نکند بر تو یکی با قدحی باده گذر
رو مسیحا نفسا زین خرکان روی بتاب
هم طویله نسزد عیسی مریم با خر
ابلق چرخ سزد مرکب تو همچو مسیح
خر خری لایق تو نیست خرا مبار مخر

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.