راز سخن

شمارهٔ ۴۴٨

کاری که لطف پای نهد در میان آن

کاری که لطف پای نهد در میان آن
آید بسان زر طلا پاک و بی عیار
و آنجا که عنف دست تغلب بر آورد
بینی گسسته اشتر دیوانه را مهار
از عنف با کناره و با لطف همعنان
تا جهد ممکنست همی باش زینهار
وین پند یاد گیر کز ابن یمین بماند
در روزگار اهل خرد را بیادگار

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.