راز سخن

شمارهٔ ۴٣٩

صاحب اعظم جلال ملک و دین یونس که باد

صاحب اعظم جلال ملک و دین یونس که باد
انجم و افلاک را گرد مدار او مدار
پنجه زرپاش و کلک در فشانش میدهد
خجلت باد خزان ورشک ابر نوبهار
عالمی در بحر احسانش غریقند آنچنانک
ز آن میان ابن یمین را بینم و بس بر کنار
ای کریمی کز نهیب جودت استادان صنع
ساخته از سنگ خارا بهر سیم و زر حصار
چون ز بهر عرض بخشیدن غرض ذاتی تست
تا کرم ماند بگیتی از کریمان یادگار
دوستانرا دلنوازی کن برغم دشمنان
و ز رهی این بیت تضمین را بدل تو گوش دار
باد رنگینست شعر و خاک رنگین است زر
باد رنگین میستان و خاک زرین می سپار

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.