راز سخن

شمارهٔ ٣١٠

ضیاء دولت و دین ایکه ما در ارکان

ضیاء دولت و دین ایکه ما در ارکان
بصد قران چو تو فرزند نامور نارد
بخشکسال کرم بر سر نهال امید
ز ابر دست تو باران جود میبارد
کمینه چاکرت امروز با سه چاریار لطیف
بباغ عمر گل خرمی همیکارد
بیمن دولت تو هست جمله اسبابش
جز آب رز ز تو آنهم امید میدارد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.