راز سخن

شمارهٔ ٨٠

از مال مهتری نبود کسب فضل کن

از مال مهتری نبود کسب فضل کن
کانکس که فاضلست بگیتی مسو دست
گر جهل با غناست همه عاران کس است
با فقر ساختیم که فخر محمدست
باز آمدم از آنچه هوا بود رهنماش
عقلم نمود راه که این عود احمدست
چون با قضا مرام موافق نهاده اند
زندان مرا مقابل صرح ممرد است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.