راز سخن

شمارهٔ ۲۲۸

ایصنم گلعذار ای بت سیمین ذقن

ایصنم گلعذار ای بت سیمین ذقن
ای شه خوبان چین ای مه هر انجمن
غمزه تو جان شکار طره تو دل شکن
فتنه ملکی و دین آفت جانی و تن
حسن تو رشک بهار قد تو سرو چمن
خال خوشت عنبرین زلف تو مشکین رسن
لعل تو گوهر نثار لفظ تو در عدن
زلف تو پر تاب و چین جزع تو پر مکر و فن
موی تو رشک تتار روی تو ماه ختن
در لب تو جان دفین بر تو جهان مفتتن
گل ز رخت شرمسار از تو خجل نسترن
تیره ز تو یاسمین خیره ز تو یاسمن
روی تو چون لاله زار قد تو چون نارون
دل ز فراقت حزین جان ز غمت ممتحن
کوی تو دارالقرار دل ز تو بیت الحزن
عاشقت ابن یمین ای تو و ثن من شمن

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.