راز سخن

شمارهٔ ۲۱۷

کج نظر باشم اگر با تو بدل راست نیم

کج نظر باشم اگر با تو بدل راست نیم
یا بجان در پی کاری که دلت خواست نیم
آنکه بر آتش سودای تو بنشست منم
آنکه از خاک ره عشق تو برخاست نیم
خار خار گل سیراب تو گر نیست مرا
بنده آنکه سهی سرو تو پیراست نیم
نیست صاحبنظر آن کز تو شکیبش باشد
شکر ایزد که من آن کز تو شکیباست نیم
من و تو هر دو چو ماهیم و عجب نیست مرا
تو در افزونی و من بی کم و بی کاست نیم
طاق ابروی تو محراب کنم گر چه کج است
تا نگویند مگر با تو بدل راست نیم
گفته ئی ابن یمین نیست بدل عاشق من
گر نیم بنده آنکو رخت آراست نیم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.