راز سخن

شمارهٔ ۱۵۰

یک قدح می دوبدره زر ارزد

یک قدح می دوبدره زر ارزد
بزر مغربی خور ارزد
رنگ صباغ اگر بسیم خرند
صبغه الله نیز زر ارزد
طایر روح را بساز از راح
پر و بالی که بال و پر ارزد
باده نوش از کف پریروئی
که بصد جانش یکنظر ارزد
آنکه بوسی ز پسته تنگش
به ز خروارها شکر ارزد
و آنکه آبحیات با لب او
کمتر از خاک رهگذر ارزد
بذله گوئی که گفتمش بوسی
از عقیقت بصد گهر ارزد
گفت بوسی و جان ابن یمین
گفتم ایا بدینقدر ارزد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.