شمارهٔ ۱۲۲
زمانه رونق کارم بکام می نکند
زمانه رونق کارم بکام می نکند
ره مراد مرا زیر گام می نکند
کرشمه ئی نکند دلبرم بسحر حلال
که صبر بر دل عاشق حرام می نکند
نظام رشته دندان ز لعل بنماید
که کار خسته دلان بی نظام می نکند
بگرد عارض او خط قیرفام چراست
زمانه پرده صبح ارز شام می نکند
مهندس خرد من بنای خانه صبر
نهاد اول و آخر تمام می نکند
بنزد ابن یمینش خلیل نتوان گفت
که با هواش در آتش مقام می نکند
گشاده باد صراحی صفت ز جانش خون
که از صفاش دل خود چو جام می نکند
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.