راز سخن

شمارهٔ ۶۶

شکن زلف یار پر شکن است

شکن زلف یار پر شکن است
ای بسا دل که زیر هر شکن است
تا دلم را شکست طره او
آهم از پای تا بسر شکن است
سبزه خط بگرد عارض او
بصفت طوطی شکر شکن است
کس نیارد نظر برویش کرد
ز آنکه خورشیدوش نظر شکن است
تا دل خسته کرد ابن یمین
بسته زلف یار در شکن است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.