بخش ۳۹ - غزل
چشمم ز غمت پرآب تا کی
چشمم ز غمت پرآب تا کی
وز هجر تو دل کباب تا کی
چون غمزه شوخ نیممستت
حال دل من خراب تا کی
بخت از من زار دل رمیده
چون چشم خوشت به خواب تا کی
این سوز من و نیاز تا چند
وین ناز تو و عتاب تاکی
از چشم من فراقدیده
رخسار تو در حجاب تا کی
بیچاره دل من از فراقت
در محنت و اضطراب تاکی
با ابن عماد خسته آخر
ای ترک خطا خطاب تا کی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.