راز سخن

شمارهٔ ۸۱۴

من به بیداری شب‌های غمت معروفم

من به بیداری شب‌های غمت معروفم
به صِفات سگ کویت صنما موصوفم
نیست محروم تر از وصل تو کس چون من زار
گرچه در عشق تو اندر همه‌جا معروفم
به امیدی که دَمِ قتل ببینم رویت
جان به کف منتظر از کشتن خود مشعوفم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.