راز سخن

شمارهٔ ۱۷۳

دوشم دل برد، شاهد بازاری

دوشم دل برد، شاهد بازاری
افتاده من از قفای او باز، آری
میگفتمش: آنچه میبری باز آری؟!
میگفت بصد ناز: نه و، باز: آری

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.