شمارهٔ ۹۸
شب بیتو چو باشم، سحرم ناید باز
شب بیتو چو باشم، سحرم ناید باز
ور با تو نشینم، رسدم صبح فراز
در حیرتم از کار شب خود، کآن شب
چون با تو بود کوته و، چون بی تو دراز؟!
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.